|
بهاران
فرا
رسد بانگ خروش برگ و گل ز شاخه ها
با
تو ترانه ها شود ناز گل زنبق عاشقانه ها
رسم
وفا زسردگر باز نفس دوباره تازه می شود
هر
دل بی تنعمی به شوق زندگی دوباره زنده می شود
آدمک
چوبی باغ و کشت ها کلاه تازه می خرد
آتش
عشق زندگی برای معبد دلی دوباره نور می دهد
دوستی
سنگ و کلاغ و بازی پرنده های پر صدا
رفتن
بادهای سرد و نغمه آمدن پرندگان خوش صدا
یاد
زمستان که پراز سردی بی روح دل جوانه ها آنهم
از این بهار سبز زندگی دوباره زنده می شود
ساحل
نزدیک را هرجا که هست منزلی نو بایدش
نو
بهاران را الهی با تو هستم برتر از هرسال کن |